مانیمانی، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 4 روز سن داره

نبض زندگی ما

15 ماهگرد جوجه

سلام پسرکم فسقلی مامان یک ماه دیگه گذشت و تو یک ماه بزرگتر و شیرینتر و شیطون تر شدی عزیزکم هر روز چیزهای جدید یاد میگیری و من با هر کلمه تو دنیایی از شوق در وجودم زنده میشه نازنینم  جان جانانم پانزده ماهگیت مبارک (دیروز 92/04/25 خیلی تلاش کردم تا این پست رو برات بزارم اما نشد تا تونستم الان برات بزارم) ...
26 تير 1392

عکس از مانی

به نام خدا این عکس مال وقتی که مانی ده روزش بود اینم عکس سیزده ماهگی مانی این عکس هم مال قبل سال تحویله (10 دقیقه قبل سال 92) این عکس هم روز تولد مانی جونمه(92/01/25) ...
26 تير 1392

عکس مانی در پارک سرخه حصار(92/02/26)

به نام خدا ما هر هفته جمعه ها با هم میریم بیرون و ناهارمون رو که من درست کردم تو پارک میخوریم جمعه ما در سرخه حصار با مانی به روایت تصویر پسرکم در حال چیپسو ماست خوردن پسری دنبال مورچه میگرده پسرکم داره چایی میریزه مانی جون در حال دیدن کلاغه پسری داره با خودش بازی میکنه اینم آخر روز جمعه ما   ...
24 تير 1392

کلماتی که پسرکم میگه

به نام خدا پسرکم خیلی کلمات جدید بلده و میگه میسی:مرسی(وقتی چیزی بهت میدم سریع میگی میسی) آب نونوش(شیرینیو تنقلات) ادونه:هندونه م م:غذا جی جی:شیر لالا:بخوابیم بیم:بریم بیا بای بای(همراه با دست تکون دادن) آبوم:آبمیوه آپو:هاپو(سگ) بع بعی:گوسفند جوجو:جوجه کواک:اوردک کنتو:کنترل الو:تلفن کتا:کتاب پسرکم تو این روزها خیلی شیرین زبونی میکنی  برام شعر میخونی و همش دوست داری برات کتاب بخونم مخصوصا کتاب تاتی رو و عاشق مجله نی نی +هستی دوست داری برات ورق بزنم و عکس نی نی ها رو ببینی و منم برات ازشون بگم دیشب 2 ساعت فقط مجل...
24 تير 1392

تولد همسری

به نام خدا امروز 20 تیر سال 92 تولد همسر عزیزم بود  همسرم عشقم عزیزم و به قول بعضی ها سلطانم با تمام وجود تولدت رو من و مانی کوچولو به تو همسر نازنینم و پدر مهربان تبریک میگیم و با تمام وجود از خدا میخوایم همیشه سالم و سلامت باشی عزیزم همسر عزیز امیدوارم همیشه و همیشه همینطور زندگیمون پر از شادی و نشاط باشه و سرشار از عشق و محبت عزیز دلم دوستت دارم با تمام وجودم ...
24 تير 1392

رمضان

به نام خدا دستهای خالیمان دخیل دلهای پاکتان................ ما را در این ماه رمضان نه به بهای لیاقت بلکه به رسم رفاقت دعا کنید ...
24 تير 1392

مهمون ما

به نام خدا الان تقریبا یک هفته است که مهمون داریم و مهمون عزیزمون آبجی گلمه اومده تا ما رو از تنهایی در بیاره مخصوصا به مانی چون دیگه تنها نیست و به جز مامانی یه هم بازی دیگه هم داره این یک هفته واقعا به ما خوش گذشت بعدا میام و همه خاطرات رو براتون مینویسم ...
24 تير 1392

همدردیهای پسرم

به نام خدا انگار که میدونه ناراحتم،میدونه حالم خوب نیست میاد کنارم و میگه ماما،نگاش میکنم و میگم جان ماما. بهم لبخند میزنه میاد سمتم. ...
24 تير 1392